خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمیشناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.
من گواهی میدهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دین اسلام و معجزه جاوید آسمانی به سوی مردمان فرستاد، تا شبههها را از میان بردارد و با دلیلهای روشن سخن گوید و آنان را با نشانههای الهی، از هر کردار ناپسند بیم دهد و به سوی کارهای نیکو و رفتار نیک فراخواند. (امام علی(علیه السلام)، الحیات، ج 2، ص 35)
خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمیشناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.
آن فرستاده بزرگ الهی در سخنانی مشهور فرمودند: مرا برانگیختند تا همه ارزشهای الهی و منشهای والای انسانی را به جهانیان بیاموزم، و اینگونه بود که او اسوه همه خوبان عالم گردید و مایه مهربانی و آرامش بشر .
وقتی دل غمزده، غبار غربت گیرد، یاد اوست و تنها یاد اوست که تسلی خاطر است، و هم اینک ماه رمضان، است.
چون در بهارستان کتابها و نشانهها گام نهی و به کوی و برزنهای زیبای حدیث اهل بیت در آیی به نیکی به اقیانوسی رسی که کران تا کران آن را گوهرهای رنگی نهادهاند و هر گوهری نشانهای و هر نشانهای راهی به سوی دوست، و هم اینک راهی دیگر ... ..
گویا همین دیروز بود که پیامبر در مسجد یثرب و بر روی منبری که از بوریا و چوبههای خرما شکل یافته بود، خطبهای رسا بیان فرمود و در آن سخنرانی، غفلت از آن ماه خدایی را به آنان بیم داد و آیه دیگری از کتاب فضیلت و اخلاق محمدی را ورق زد و آنان را به سوی میهمانی خدا فراخواند.
سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیهآلافالتحیهوالثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشادهدستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما میآید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبهاست و لحظاتش بهترین لحظههاست.
ماهی است که از سوی خدا در آن ماه به میهمانی خدا خوانده شدهاید و از خاندان بزرگواری خدا گردیدهاید.
نفسهای شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بیپاسخ نخواهد بود، پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دلهای پاک، تا او شما را به سعادت روزهداری و تلاوت قرآن بیاراید.
پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .
و چون در این ماه به سبب روزهداری گرسنه و تشنه گشتید به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت افتید، به نیازمندان صدقه دهید و بیچارگان را دست گیرید و به بزرگانتان احترام کنید و به کوچکترانتان مهر ورزید و بستگانتان را بزرگ داشته و به دیدار آنان بشتابید .
ادامهٔ مطلب را دریابید...
توجه توجه
در قسمت پیوندهای بلاگ مشکلی به وجود آماده است
و در حال حاضر مورد استفاده نمیباشد.
بقیه قسمتها مشکلی ندارد.
گضنفر جان سلام!
ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،*دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،*آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،* چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،*اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!*شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت
راستي:*گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، *ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
قسمت جک که قولشو داده بودم اضافه شد. اینجا کلیک کنید در ضمن بی جنبهها حق ورود ندارند. 
قسمت کدهای تقلب برای بازیهای پی سی افتتاح شد!!! اینجا کلیک کنید برای کدهای بیشتر، اسم بازی مورد نظر را در قسمت نظرها تایپ و ارسال کنید.
سلام
ویدیوها را حال کنید. اینجا کلیک کنید...
سلام
قسمت جک که قولشو داده بودم اضافه شد!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
۱. هر کس در کتابی یا نوشتهای بر من صلوات بفرستد، تا زمانی که نام من در آن کتاب است فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش میکنند.
حضرت محمد (صلوات الله علیه)
۲. هر کس برای رضا و خشنودی خداوند ازدواج کند و با خویشن خود صلهٔ رحم نمائد، خداوند او را در قیامت مفتخر و سر بلند میگرداند.
امام سجاد (علیه السلام)
۳. صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شدید تر از فرونشاندن آتش توسط آب است.
امام علی (علیه السلام)
۴. در حال کسالت و خواب آلودگی به نماز نأیستید.
امام محمد باقر (علیه السلام)
۵. در موقع کار چنان باش که گویی هرگز نخواهی مرد و در موقع ترس و بیم چنان باش که گویی فردا خواهی مرد.
حضرت محمد (صلوات الله علیه)
۶. بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیلهٔ آن به درگاه الهی تقرب پیدا میکند، نماز است.
امام موسی کاظم (علیه السلام)
۷. خشم و تندی نوعی از دیونگی است؛ زیرا صاحب آن پشیمان میشود و اگر پشیمان نشود، دیوانگیاش قطعی است.
امام علی (علیه السلام)
۸. اسلام بر ۵ پایه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت.
امام محمد باقر (علیه السلام)
۹. هر کس غمی از غمهای دنیا را از دل مومنی بر دارد خدا هم غمی از غمهای آخرت را از دل او بر خواهد داشت.
حضرت محمد (صلوات الله علیه)
۱۰. خداوند از بندگانش تنها ۲ انتظار دارد؛ اول اقرار به نعمتها، دوم اقرار به گناهان. اولی برای آنکه نعمتها را افزایش دهد و دومی برای آنکه گناهان را بیامرزد.
امام محمد باقر (علیه السلام)
قیامت وسطی در نظام فلسفی صدرایی در مرتبه مثالی و ملکوت صوری تحقق مییابد. بدین ترتیب پس از مرگ و برپایی قیامت صغری روح در قالب مثالی قرار می گیرد و همچنان به صعود خود ادامه می دهد. در این هنگام در صور دمیده می شود و موجودات به موت فزع(1) میمیرند. ولی دوباره إحیاء شده و قیامت وسطایشان آغاز میشود. آنچنان که آیه شریفه بدان اشاره دارد و می فرماید:«و یوم ینفخ فی الصور ففزع من فی السموات و من فی الارض»(2)؛ و روزى كه در صور دمیده شود پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمین است به هراس می افتد. یعنی با موت فزع که در مرتبه صوری و مثالی تحقق مییابد قیامت وسطی برپا می شود. نفس قالبهای مثالی خود را از دست میدهد. به این ترتیب به مرتبه بالاتر وجود صعود می کند. یعنی به حیات برتر و بهتری از حیات قبلی زنده میشود که آن همان مرتبه عقلانی و روحانی است.این مرتبه پس از مرتبه ملکوت صوری قرار دارد. نفس در قوس نزول با سقوط از مرتبه تجرد عقلانی به مرتبه صوری مثالی وارد می شود. اکنون نیز در قوس صعود از مرتبه ملکوت صوری به مرتبه ملکوت عقلانی و معنوی صعود میکند.
بر اساس روایتی از رسول اکرم ایشان درسؤال از معنای صور فرمودند: «قرن من نور التقمه اسرافیل»؛ شاخی از نور است که اسرافیل آن را فرو میخورد. پس می توان گفت صور داری تنگی و گشادی است. چون به قرن و شاخ از آن تعبیر شده است. منظور از این تنگی و گشادی زمانی به صورت صحیح دریافت میشود که صور را منطبق بر مراتب وجود بدانیم. در این صورت گشادی آن به معنی مرتبه وجودی بالاتر و در نتیجه شدت وجودی و تنگی آن مرتبه پایینتر و در نتیجه ضعف وجودی است. همچنین میتواند منظور از گشادی کثرت وجودی باشد که مراتب پایین وجود است و منظور از تنگی وحدت وجودی و عدم کثرت در آن باشد که مراتب بالاتر وجودی را در بر میگیرد. از سوی دیگر نفخه و دمیدن مثلاً در آتش میتواند سبب دو امر شود. یعنی دو اثر متفاوت داشته باشد که عبارتند از: 1.خاموش شدن آتش، 2.شعلهورتر کردن و اشتعال آن. همینطور نفخه صور که به معنی دمیدن اسرافیل در صور است نیز دو اثر دارد: اول مرگ و موت انسان و دوم احیاء و زنده شدن پس از مرگ به حیات دیگری که از حیات و زندگی اولیه برتر است. آن همانا صعود به مرتبه بالاتر وجود در قوس صعود و احیاء در رتبه عقلانی است.(3) پس از رسیدن به این رتبه دیگر نفس به کسی غیر از خدا توجه ندارد. او آماده می شود تا قیامت کبری برای او برپا شود.